|
لطفاً در ابتدا خودتان و طرح تحقیقاتیتان را معرفی بفرمایید:
بنده دکتر صدیقه خدابنده هستم، دانشیار پرستاری در گروه پرستاری سلامت جامعه، دانشکده پرستاری و مامایی رازی. در سالهای اخیر تمرکز مطالعات و فعالیتهای حرفهای من بر ارتقای سلامت روان در گروههای آسیبپذیر، به ویژه سالمندان، بوده است.
طرحی که در این مصاحبه به آن میپردازیم با عنوان " نشست خبری طرح تأثیر آموزش مثبتاندیشی بر اضطراب و شادکامی سالمندان مراجعهکننده به مراکز درمانی شهر کرمان" انجام شده است. هدف اصلی این مطالعه، بررسی اثربخشی مداخلات آموزشی با رویکرد روانشناسی مثبت بر کاهش اضطراب و افزایش شادی در سالمندان بود.
1. ایده اولیه این طرح چگونه شکل گرفت و چرا به موضوع اضطراب، افسردگی و شادکامی سالمندان پرداختید؟
ایده اولیه این طرح از تجربیات شخصی بنده در مراکز بهداشتی و درمانی نشأت گرفت. طی سالهای فعالیت بالینی و پژوهشیام، همواره با سالمندانی مواجه بودم که علاوه بر مشکلات جسمی، از افسردگی، اضطراب و احساس بیهدفی نیز رنج میبردند. این موضوع باعث شد بهطور جدی به فکر طراحی مداخلهای مؤثر در جهت بهبود سلامت روان آنان باشم. سالمندی مرحلهای از زندگی است که در آن کیفیت روانی زندگی اهمیت زیادی دارد و باید با برنامهریزی دقیق مورد توجه قرار گیرد.
2. در این طرح به چه شاخصهایی توجه کردید و چگونه آنها را شناسایی کردید؟
در این مطالعه، تمرکز ما بر سه شاخص اصلی یعنی اضطراب، افسردگی و شادکامی بود. برای سنجش این شاخصها از ابزارهای معتبر روانسنجی استفاده کردیم. در مراحل اولیه، با کمک پرسشنامههای استاندارد، وضعیت روانی سالمندان را بررسی کردیم تا بهدرستی گروههای مداخله و شاهد را تعیین کنیم و تأثیر برنامه آموزشی را به شکل دقیقتری بسنجیم.
3. روش کار شما به چه صورت بود و چرا این روش را انتخاب کردید؟
این پژوهش به شیوه نیمهتجربی با گروه کنترل طراحی و اجرا شد. دو مرکز درمانی در شهر کرمان بهعنوان محل اجرای طرح انتخاب شدند. یکی از مراکز بهعنوان گروه مداخله و دیگری بهعنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد. علت انتخاب این روش، فراهم بودن امکان مقایسه نتایج بین گروه دریافتکننده آموزش و گروه بدون آموزش بود تا بتوانیم اثربخشی آموزش مثبتاندیشی را بهصورت علمی و آماری اثبات کنیم.
4. چه نیازهای سلامت روانی در میان سالمندان شناسایی شد که پیشتر کمتر به آنها توجه شده بود؟
مهمترین مسئلهای که در این مطالعه شناسایی شد، کمتوجهی به جنبههای روانی سالمندی بود. بسیاری از سالمندان با مشکلات روحی مانند احساس تنهایی، اضطراب و افسردگی دستوپنجه نرم میکنند اما غالباً این مسائل در نظام سلامت مغفول ماندهاند. نتایج این پژوهش نشان داد که پرداختن به جنبههای روحی و روانی در این گروه سنی، به اندازه توجه به مشکلات جسمی اهمیت دارد.
5. نتایج این طرح چه پیشنهاداتی برای سیاستگذاران حوزه سلامت دارد؟
پیشنهاد ما به سیاستگذاران این است که آموزش مهارتهای روانی و مثبتاندیشی را بهعنوان بخشی از مراقبتهای اولیه سلامت سالمندان در مراکز بهداشتی لحاظ کنند. حضور روانشناس، پرستار آموزشدیده در حوزه سلامت روان، و مراقب سلامت آموزشدیده میتواند کمک شایانی در کاهش اضطراب، افزایش امید به زندگی و شادی در این گروه سنی داشته باشد. طراحی برنامههای آموزشی مداوم برای کارکنان و اجرای کلاسهای گروهی برای سالمندان میتواند تأثیرات قابل توجهی داشته باشد.
6. این مطالعه چه تأثیری بر دیدگاه شخصی شما نسبت به مسائل سالمندی گذاشت؟
این مطالعه دیدگاه من را نسبت به مفهوم سالمندی متحول کرد. باور دارم که سالمندی نباید مترادف با انزوا و تفکرات منفی باشد. سالمندان باید بیاموزند که این مرحله از زندگی نیز میتواند با امید، هدف و نشاط طی شود. آموزش مثبتاندیشی کمک میکند تا نگرش فرد نسبت به خودش، جامعه و آینده بهتر شود و با مشکلات این دوره زندگی، بهتر کنار بیاید.
7. چه توصیهای به پژوهشگران جوان علاقهمند به فعالیت در حوزه سلامت سالمندان دارید؟
به پژوهشگران جوان توصیه میکنم با نگاه عمیقتری به نیازهای روانی و اجتماعی سالمندان بپردازند. در این حوزه، هنوز جای کار بسیار زیادی وجود دارد. همچنین، پژوهشگران باید ضمن بهرهگیری از دانش علمی، با حضور میدانی و ارتباط مستقیم با سالمندان، دغدغهها و واقعیتهای زندگی آنان را بهتر بشناسند. کار در حوزه سالمندی تنها یک تحقیق آکادمیک نیست، بلکه مسئولیتی انسانی و اجتماعی است.
|