|
با تشکر از جنابعالی با معرفی خود سوابق علمی، پژوهشی اجرایی و عملی و فعالیت های مرتبط با این پژوهش را بیان فرمایید:
بنده بیداله شاهوزهی، پژوهشگر حوزه بیوشیمی بالینی هستم و تمرکز اصلی فعالیتهای من بر بیماریهای متابولیک و التهابی، بهویژه بیماریهای کبدی نظیر بیماری کبد چرب مرتبط با اختلالات متابولیک (MASLD)، دیابت نوع ۲ و آترواسکلروز است. در این پژوهش، با بهرهگیری از تجربیاتم در زمینه مسیرهای التهابی، تنظیم بیان ژن و آپوپتوز، به بررسی اثرات ترکیبی دو عامل دارویی در کاهش آسیبهای کبدی ناشی از رژیم غذایی پرچرب پرداختم.
دلیل اصلی شما برای انتخاب این طرح تحقیقاتی و پژوهشی چه بوده و چه کسانی در این تحقیق یاری دهنده شما بوده اند؟
با توجه به شیوع فزاینده MASLD و نبود درمانهای مؤثر برای مهار پیشرفت آن، بررسی درمانهای ترکیبی با مکانیسمهای مکمل اهمیت ویژهای دارد. هدف این مطالعه، ارزیابی اثر همافزایی مهارکننده IRAK و پیوگلیتازون در کاهش التهاب و آپوپتوز کبدی بود. این پروژه با همکاری دکتر حسین فلاح و دکتر بهناز دانش انجام شد که در طراحی مدل حیوانی، انجام آزمایشهای مولکولی و تحلیل دادهها نقش کلیدی داشتند.
پژوهش تان را معرفی کرده و با معرفی ویژگی و نوآوری ها در خصوص موضوعات و محورهای آن توضیح دهید:
در این مطالعه، موشهای نر C57BL/6J بهمدت ۱۲ هفته تحت رژیم غذایی پرچرب قرار گرفتند و سپس بهمدت دو هفته با IRAKi و پیوگلیتازون، بهصورت جداگانه و ترکیبی، درمان شدند. نتایج نشان داد که درمان ترکیبی موجب کاهش معنادار در سطح تریگلیسرید و کلسترول کبدی، تعدیل بیان ژنها و پروتئین های التهابی و آپوپتوزی، و افزایش بیان IL-10 شد. این یافتهها برای نخستین بار اثر همافزایی این دو عامل را در بهبود وضعیت التهابی و آپوپتوزی کبد در مدل MASLD بهصورت تجربی نشان دادند.
آیا این پژوهش به مرحله اجرا و با بهره برداری درآمده است؟
این پژوهش در فاز پیشبالینی و در مدل حیوانی انجام شده است. نتایج آن در سطح مولکولی با استفاده از تکنیکهای Real-time PCR و وسترن بلات بررسی گردیده است. برای بهرهبرداری بالینی، انجام مطالعات انسانی، بررسی ایمنی دارویی و طراحی کارآزماییهای بالینی ضروری خواهد بود.
این طرح پژوهشی چه گرهای از مشکلات مردم باز خواهد کرد؟
بیماری MASLD یا بیماری کبد چرب متابولیک، یکی از مشکلات رو به رشد در جوامع امروزی است که اغلب با چاقی، دیابت و سبک زندگی کمتحرک همراه است. این بیماری در مراحل اولیه ممکن است بدون علامت باشد، اما در صورت پیشرفت میتواند منجر به التهاب شدید کبد، فیبروز، و حتی نارسایی کبد شود.
در این پژوهش، ما ترکیب دو داروی شناختهشده، پیوگلیتازون و مهارکننده IRAK، را بررسی کردیم و نشان دادیم که این ترکیب میتواند بهطور مؤثر التهاب و آسیب سلولی در کبد را کاهش دهد. این یافتهها نشان میدهند که درمانهای ترکیبی میتوانند راهکارهای مؤثرتری نسبت به درمانهای تکدارویی ارائه دهند.
برای مردم، این پژوهش میتواند نویدبخش توسعه داروهایی باشد که نهتنها علائم بیماری را کنترل میکنند، بلکه از پیشرفت آن جلوگیری کرده و کیفیت زندگی بیماران را حفظ مینمایند. همچنین، این نوع درمانها میتوانند در آینده به کاهش نیاز به پیوند کبد، کاهش هزینههای درمانی و افزایش امید به زندگی در بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن کبدی منجر شوند. بهطور خلاصه، این پژوهش به دنبال یافتن راهی عملی و علمی برای کنترل یکی از بیماریهای خاموش اما خطرناک عصر حاضر است، و این یعنی گرهگشایی از مشکلی که بسیاری از خانوادهها با آن درگیرند، حتی بدون آنکه از وجودش آگاه باشند.
انتظار شما از مسئولین و متولیان امور پژوهشی در زمینه حمایت و با توسعه فعالیت های مشابه چیست و چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟
ضروری است که سیاستگذاران پژوهشی، حمایت هدفمند از مطالعات پیشبالینی و داروشناسی ترکیبی را در اولویت قرار دهند. پیشنهاد میشود که زیرساختهای تحقیقاتی برای بررسی مکانیسمهای مولکولی بیماریهای مزمن کبدی تقویت شود. همچنین، ایجاد مراکز تحقیقاتی مشترک بین دانشگاهی، تسهیل دسترسی به داروهای تحقیقاتی، و حمایت از پژوهشهای بینرشتهای میتواند به توسعه درمانهای نوین و مؤثر کمک نماید.
|