جمعه 8 اسفند 1404
 

 

نشست خبری طرح ارزیابی اثر تمرینات ورزشی و آنتاگونیست گیرنده CGRP بر پویایی میتوکندری در هیپوکامپ موش‌های نر ویستار

 

 

 

 

 

با تشکر از جنابعالی با معرفی خود سوابق علمی، پژوهشی اجرایی و عملی و فعالیت های مرتبط با این پژوهش را بیان فرمایید:

بنده بیداله شاهوزهی، پژوهشگر حوزه بیوشیمی بالینی و سلولی و مولکولی هستم و تمرکز اصلی فعالیت‌های علمی‌ام بر بیماری‌های متابولیک، عصبی و التهابی است. در این پژوهش، با بهره‌گیری از تجربیاتم در زمینه تنظیمات ژنی، مسیرهای آپوپتوز و پویایی میتوکندری، اثرات تمرینات ورزشی و آنتاگونیست گیرنده CGRP بر بافت هیپوکامپ بررسی گردید. این مطالعه در امتداد پژوهش‌های پیشین من در زمینه ارتباط بین فعالیت فیزیکی، تنظیمات مولکولی و سلامت عصبی طراحی شد.

 

دلیل اصلی شما برای انتخاب این طرح تحقیقاتی و پژوهشی چه بوده و چه کسانی در این تحقیق یاری دهنده شما بوده اند؟

هدف اصلی این تحقیق، بررسی اثرات تمرینات HIIT و استقامتی در کنار آنتاگونیست گیرنده CGRP بر بیان ژن‌های مرتبط با پویایی میتوکندری و آپوپتوز در بافت هیپوکامپ بود. با توجه به نقش CGRP در تنظیم عملکرد عصبی و ارتباط آن با بیماری‌هایی نظیر میگرن، بررسی اثرات مهار آن در کنار ورزش می‌تواند اطلاعات ارزشمندی فراهم کند. همکاران این پروژه شامل دکتر یاسر معصومی‌اردکانی، دکتر حسین فلاح، و دکتر سهیل امینی‌زاده بودند که در طراحی، اجرا و تحلیل داده‌ها نقش مؤثری داشتند.

 

پژوهش تان را معرفی کرده و با معرفی ویژگی و نوآوری ها در خصوص موضوعات و محورهای آن توضیح دهید:

در این مطالعه، موش‌های نر ویستار به شش گروه تقسیم شدند و تحت تمرینات HIIT، تمرینات استقامتی، درمان با آنتاگونیست CGRP، و ترکیب این مداخلات قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تمرینات HIIT و ET موجب افزایش بیان ژن‌های Bcl-2، Pgc-1a، Sirt3  و Nrf-1 در هیپوکامپ شدند. همچنین، ترکیب CGRPi با تمرینات ورزشی نیز اثرات مشابهی داشت. CGRPi به تنهایی تأثیر منفی بر پویایی میتوکندری یا آپوپتوز نداشت. این پژوهش برای نخستین بار اثرات هم‌زمان ورزش و مهار CGRP را بر تنظیمات مولکولی هیپوکامپ بررسی کرده و مسیر جدیدی برای مطالعات مرتبط با سلامت عصبی و میتوکندریایی پیشنهاد می‌دهد.

 

آیا این پژوهش به مرحله اجرا و با بهره برداری درآمده است؟

این پژوهش در قالب مدل حیوانی انجام شده و نتایج آن در سطح مولکولی با استفاده از تکنیک‌های Real-time PCR و وسترن بلات بررسی گردیده است. برای بهره‌برداری بالینی، مطالعات انسانی و بررسی‌های بیشتر در مدل‌های بیماری نظیر میگرن مورد نیاز است.

 

این طرح پژوهشی چه گره ای از مشکلات مردم باز خواهد کرد؟

بسیاری از بیماری‌های عصبی مانند میگرن، آلزایمر و اختلالات خلقی با اختلال در عملکرد سلولی و میتوکندریایی مغز مرتبط هستند. CGRP یکی از مولکول‌هایی است که در تنظیم درد، التهاب و جریان خون مغزی نقش دارد و داروهای مهارکننده آن در درمان میگرن کاربرد یافته‌اند. این پژوهش نشان داد که ترکیب ورزش با مهار CGRP نه‌تنها ایمن است، بلکه می‌تواند عملکرد سلولی مغز را بهبود بخشد. برای مردم، این یافته‌ها می‌توانند به طراحی برنامه‌های درمانی ترکیبی کمک کنند که هم از داروهای مؤثر استفاده شود و هم ورزش به‌عنوان مکمل درمانی در نظر گرفته شود. چنین رویکردی می‌تواند کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیماری‌های عصبی را ارتقاء دهد و از پیشرفت آسیب‌های مغزی جلوگیری کند.

 

انتظار شما از مسئولین و متولیان امور پژوهشی در زمینه حمایت و با توسعه فعالیت های مشابه چیست و چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟

انتظار می‌رود که مسئولین پژوهشی حمایت بیشتری از مطالعات ترکیبی و چندعاملی داشته باشند تا بتوان اثرات هم‌افزایی عوامل مختلف را بررسی کرد. پیشنهاد می‌شود که زیرساخت‌های تحقیقاتی برای بررسی اثرات ورزش، داروها و تنظیمات ژنی در بافت‌های عصبی گسترش یابد و همکاری بین مراکز تحقیقاتی برای توسعه مطالعات مشابه تشویق شود. همچنین، حمایت از مطالعات ترجمانی و پیش‌بالینی در حوزه نوروفیزیولوژی می‌تواند به توسعه درمان‌های نوین کمک کند.